تبليغاتX
انجمن فرزانگان کویر دامغان

غلام همت آنم که زیز چرخ کبود                  ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

شاید هنوز هم برای بسیاری از ما مردم یکی از بیاد ماندنی ترین خاطراتی که خیلی وقتها به یاد آن به وجد می آئیم.خاطرات محله ها و خانه های کودکی ماست. خانه ها و محله هایی که در آنجا متولد شدیم، بزرگ شدیم و شاید هم شکل گیری بخشی از شخصیت امروز ما مدیون آن گفتمانها و فضا های دوست داشتنی بوده است.

همان خانه هایی که اگر ساده بود ، اگر زرق و برق خانه های امروزی را نداشت،اما بی پیرایه و معنوی بود. رفتارها و گفتگو ها نمایشی نبودند. باورهایمان بودند و برخاسته از اعتقاد و حاصل ما ، ایمان بود به آنچه که انجام می دادیم.

چهار دیواری آن خانه ها امنیت و صفا داشت. بزرگ های محل برای امنیت مردم غیرتمند بودند.و بی تفاوتی معنی نداشت. با هم می خندیدیم،بجای اینکه بهم بخندیم.

نمی دانیم چه شد، اما یکدفعه غافل شدیم و تا به خود بیاییم هر آنچه مربوط به این گذشته ها بود و سنت ها و آداب و رسوم ما، تغییر کرد. یا شاید در معیارهای ارزشیابی ما، بی ارزش شد. به اصطلاح مدرن شدیم. آن خانه های با صفا با حیاط هایی که محل بازی های کودکی مان بود با باغچه های نقلی مادر، عطرگل های معطر و صداهای پر قصه پرندگان تبدیل به برج و آپارتمان شد. همه محاسبه گر شده بودیم،!! خانواده های متعدد در یک آپارتمان مجتمع شدند . اما با هم نبودند.!! تعالی فرهنگ های غنی آن محله ها تبدیل شد به گسست فرهنگی و .....

امنیت کم کم کمرنگ شد.اخلاق که از اصول ما بود. از فرعیات گردید و به فراموشی آن عادت.

دریغا چه ارزان آن صندوقچه خاطرات را به حراج گذاشتیم.

در شهر شما باری اگر عشق فروشی است

                                                                          هم غیرت آبادی ما را نفروشید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 7:40 |

تبعیض نژادی از منظر شاعر سیاهپوست امریکایی

بدبختی زمانی است که به تو یاد می دهند . هندوانه را دوست نداشته باشی اما تو دوست داری!

بدبختی زمانی است که بچه همسایه دیوار به دیوارت یک مهمانی دارد و همه بچه های محل را دعوت می کند جز تو!

بدبختی زمانی است که هیچ کس به تو نگفته است مامور امنیتی فروشگاه اجازه نمی دهد که تو شانزده بار از پله برقی بالا و پایین بروی وقتی مادرت سرگرم خرید است!

بدبختی زمانی است که تا شروع به بازی می کنی یکی شروع می کند به شمردن :یک، دو، سه، چهار،کاکا سیا به کنار.

بدبختی زمانی است که تو می توانی همه بچه های دیگر را در تاریکی ببینی اما آنها می گویند که نمی توانند تو را ببینند!

بدبختی زمانی است که در می یابی : بهترین دوستت اجازه دارد در استخر شنا کند .اما تو اجازه نداری.

بدبختی زمانی است که تاکسی ، برای مادرت توقف نمی کند و او هم شروع می کند به بدوبیراه گفتن.

بدبختی زمانی است که برای اولین بار درک می کنی در خیلی از اصطلاحات بد، کلمه سیاه به کار رفته است.مثل: گربه سیاه، هنرهای سیاه، مهره سیاه!

بدبختی زمانی است که تو می خواهی پیر زنی سفید پوست را برای عبور از خیابان کمک کنی و او فکر می کند می خواهی کیفش را بزنی.

بدبختی زمانی است که تو قبل ازآغاز سال نو به فروشگاه می روی و می بینی که بابا نوئل سفید پوست است.

 

        لنگستون هیوز- شاعر فقید سیاهپوست امریکایی

+ نوشته شده توسط فرزانگان در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 22:50 |

در روزگاران قدیم ، مردم چین و روم، در نقاشی و نگارگری شهرت جهانی داشتند و هر کدام هنرمندان خودرا از دیگری برتر می دانستند .

چینیان گفتند:ما نقاشتر       رومیان گفتند ما را کر و فر

تا اینکه سلطان هر دو قوم آنها را طلبید و گفت: می خواهم شما را بیازمایم تا دریابم که کدامیک هنرمندترهستید. در آنجا دو کاخ روبروی هم وجود داشت شاه پیشنهاد کرد که هنرمندان رومی وارد یکی از دوکاخ گردندو در را به روی خود ببندند. و هنرمندان چینی هم در کاخ دیگر، سپس این دو گروه بدون اطلاع از کار همدیگر ، هنرنگاری خود را به نمایش بگذارند.

هنرمنادان چینی هر روز وسایل و امکانات و رنگهای مختلف از شاه می طلبیدند و شاه دستور میداد تا آنچه لازم دارند در اختیارشان گذاشته شود. ولی هنرمندان رومی هیچگونه رنگ و وسیله و ابزاری نخواستند. هنرمندان چینی نگارها و نقشهای گوناگون و چشمگیر بر دیوارهای کاخ ترسیم کردند . ولی هنرمندان رومی از صبح تا شب فقط به صیقل دادن و صاف و پاک کردن سنگهای دیوار پرداختند. به طوری که همه کاخ همانند آینه ای شد که عکس هر چیزی در آن دیده می شد.

 چینیان صد رنگ از شه خواستند     پس خزینه باز کرد آن ارجمند

هر صباحی از خزینه رنگها          چینیان را راتبه بود و عطا

رومیان گفتند: نی نقش ونه رنگ     در خور آید کار را جز دفع زنگ

در فرو بستند و صیقل می زدند      همچو گردون ساده و صافی شدند

از دو صد رنگی به بی رنگی رهی است    رنگ چون ابر است و بی رنگی مهی است

 روز موعود فرا رسید. شاه و کارشناسان برای دیدن هنرنمائیهای رومیان و چینیها به سوی دو کاخ روانه شدند .نخست به کاخ چینی ها وارد شدند. از نگارهای هنرمندان چینی شگفت زده شدند و آن را ستودند. سپس وارد کاخ رومیان شدند. شاه و همراهان دیدندهمه شکلها و نقشهای چینیان در کاخ اول ، درآینه سنگهای صیقل زده کاخ رومیان زیباتر از خود آن نگارها دیده میشود.

هر چه اینجا بود، آنجا به نمود     دیده را از دیده خانه می ربود.

و در این مسابقه هوش و آزمون، هنرمندان رومی برنده شدند.

پس ای برادر ، غافل از صفای دل مباش! دلی که از رسوبات گناه و آلودگی صیقل زده میشود. آینه می گردد، و حقیقت راستین در آن منعکس می شود

 اهل صیقل رسته اند از بو و رنگ          هر دمی بینند خوبی ، بی درنگ

نقش و قشر علم را بگذاشتند                       رایت علم الیقین افراشتند

کس نیابد بر دل ایشان ظفر              چون صدف گشتند ایشان پر گهر

آن صفای آینه وصف دل است              صورت بی منتها را قابل است

+ نوشته شده توسط فرزانگان در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 17:18 |

خیلی وقت ها پیش می آید که آدمی افسوس خیلی از داشته های فراموش شده اش را می خورد و گاهی اوقات هم احساس دلتنگی آنها را می کند. بعضی مواقع آنقدر دچار غفلت و به خواب زدگی می شویم که خود تلاش می کنیم آنها را به فراموشی بسپاریم.

 شاید بتوان گفت یکی از حس  های غریب و داشته های بعضاً فراموش شده همان حس کودکی درون ماست .

همان حس کودکی که دنیا را از دریچه ی صداقت و راستی می بیند.

 صداقتی که هیچ وقت اسیر مصلحت بینی و عافیت طلبی های افراطی نمی شود.

 حتماً آن قصه ادبیات کهن را شنیده اید که:

 حکایت کرده اند پادشاهی بود که علاقه فراوانی به پوشیدن لباس های فاخر و منحصر به فرد داشت و بدین سان در دربار خیاطان و طراحان لباس از جایگاه خاصی برخوردار بودند . گویند روزی دو شیاد در کسوت خیاط و بافنده پارچه به نزد حاکم رفتند و ادعا کردند که قادرند پارچه ای ببافند و از آن لباسی تهیه نمایند که تنها عاقلان و خردمندان توانمندی دیدن آن را دارند و پادشاه متحیر و شاید هم مسرور از این ادعا از آنان خواست هر چه سریعتر این لباس را تهیه نمایند و در قبال آن پاداش ویژه ای را دریافت کنند.

 و آن دو به ظاهر مشغول کار شدند . روزی وزیر به دستور پادشاه برای دیدن لباس به کارگاه آنان رفت . ولی چیزی ندید . اما چون  شنیده بود که ویژگی این لباس در آن است که تنها عاقلان توانمندی دیدن آن را دارند با خود گفت اگر بگویم چیزی نمی بینم خود به نادانی ام اعتراف نموده ام . پس بهتر دید با تمام وجود به تمجید و تعریف از این لباس کذایی در نزد پادشاه بپردازد.

 و سرانجام روز پوشیدن این لباس توسط پادشاه و به نمایش گذاشتن آن بین مردم فرا رسید و پادشاه هم که خود چیزی نمی دید به خاطر اینکه در زمره نادانان قرار نگیرد خود نیز به تعریف و ستایش هنرمندی دو خیاط پرداخت !!!! و برای نمایش آن بین مردم رفت. و جالب  آنکه مردم می دیدند پادشاه لباس بر تن ندارد. به واسطه همان دلیل آنان هم شروع به تعریف نمودند!!! که ناگاه کودکی بازیگوش که متحیر مانده بود بانگ برآورد پادشاه لباس بر تن ندارد !!! پادشاه لباس بر تن ندارد !!! و این ندا در مردم پیچید.

 و اما بعد...

 نمی دانم چرا این روزها دلتنگ این نداهای صادقانه که اسیر ملاحظه کاری های عجیب و غریب نشده است شده ایم.

این روزها در مقابل خیلی از ادعاها و سخنان محیرالعقول و طرح ها قرار گرفته ایم وقتی به مردم نگاه می اندازیم متعجب می شویم! چقدر زود باور می کنند ! و چقدر زود کاخ های رویایی خود را بر آن می سازند! و شیفته این طرح ها می شوند بدون آنکه آنها را تجزیه و تحلیل نمایند .

 آیا امکان اجرایی شدن آن وجود دارد؟

آیا اصلاً اجرای آن منافعی را برای منطقه  آنان به همراه خواهد داشت؟

و جالب تر اینکه بدون توجه به این سوالات به ارسال پیام تبریک و نصب بنر هم می پردازند. و وقتی می پرسیم این پروژه ها، این مناطق ویژه چه هستند ؟ می گویند نمی دانیم!!! حتماً چیز خوبی است!

و آن وقت بیشتر دلتنگ می شویم و با خود می گوییم کجاست آن کودک بازیگوش که ندا سر می دهد آهای آدم ها این گفته ها آن چیزی نیست که در تصور خود گنجانده اید.

شهرتان با تلاش آباد می شود آن هم تلاش عالمانه

 که بهشت را به بهاء بدهند به بهانه ندهند.

            

    مسلمانان مرا وقتی دلی بود           که با وی گفتمی گر مشکلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین            که استحضار هر اهل دلی بود

به گردابی چو می افتادم از غم             به تدبیرش امید ساحلی بود

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد               حدیثم نکته هر محفلی بود

+ نوشته شده توسط فرزانگان در سه شنبه دهم شهریور 1388 و ساعت 10:30 |

اگر گذر و نظری بر اندیشه های عالمان و اندیشمندان عرصه های گوناگون علوم داشته باشیم به بسیاری از جملات و و سخنان قصاری برخورد می کنیم که برخوردار از مفاهیم واندیشه های عمیق و تاثیر گذار است.که خیلی وقت ها به سادگی از کنار آن می گذریم ! جملات و سخنان قصاری که باید بیشتر بر آن  تامل و تفکر نمود . و از آن در جهت تعالی زندگی بهره گرفت. .در پست اندکی تامل برآن هستیم در حد توان اشاراتی به این نوع جملات داشته باشیم امید است مورد توجه قرار گیرد و متعاقبا نظرات شما را در باره ان داشته باشیم و بتوانیم آن را انعکاس دهیم . همراهیمان کنید.

                               

شيخ ابوالحسن خرقاني بر سردر خانقاه خود نوشته بود:
"هركه در اين سرا درآيد، نانش دهيد و از ايمانش (نامش) مپرسيد. چه آن كس كه بدرگاه باري تعالي به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد"!(نورالعلوم)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 10:24 |

ابوالنجم احمدبن قوص بن احمد منوچهری دامغانی از بزرگان شاعران خوش قریحه و شیرین سخن و نکته پرداز زبان فارسی است ودر توصیف و تشبیه بویژه در وصف مناظر طبیعت نقاش چیره دستی است که با کلک موئین خویش طبیعت رنگارنگ زیبا را در نقش لفظ در می آورد و لفظ خشک و بی روح را به دم مسیحائی جان می بخشد و بدانگونه ترکیبی می سازد که جز حد زیبائی و کمال و جمال و نشاط و طرب نامی بدان نمی توان داد.

منوچهری با طبیعت انسی مخصوص دارد،در دیوان هیچ شاعری نام این همه گل و گیاه و پرنده ی نغمه سرا و این همه الفاظ شادی آور دیده نمی شود. اما طبیعتی که از دیده ی منوچهری ادراک شده و در مخیله وی دگرگون گشته واز قلم وی نقش سرمدی گرفته است. گریز پائی ندارد و مشتی کلیات زبانزد همگان نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 6:0 |

شیر و گرگ و روباهی با هم رفیق شدند و برای شکار به دشت و کوه رفتند . گرگ و روباه در رکاب شیر به بیشه کوه رفتند و سه حیوان را که عبارت بودند از گاو کوهی و بز کوهی و خرگوش شکار کردند.

گرگ بدون توجه به اینکه شیر سلطان حیوانات است و اختیار و انتخاب با اوست با روباه زمزمه کرد که لابد شیر مانند شاهان دادگستر سهمیه آنها را خواهد داد.

شیر از خیالات و طمع آنها آگاه شد ولی در ظاهر خندان بود و وانمود نمی کرد دل پری از آنها دارد. تا اینکه شیر به گرگ گفت این جانوران شکار شده را عادلانه به نیابت از طرف من تقسیم کن .

 گفت شیر. ای گرگ این را بخش کن           معدلت را نو کن ای گرگ کهن

نایب من باش در قسمت گری                    تا پدید اید که تو چه گوهری

 گرگ گفت. ای شیر چون تو بزرگ هستی گاو وحشی از آن تو باشد و بز کوهی چون میان قامت است مال من که میانه هستم و خرگوش نیز به مناسبت کوچکی مال روباه باشد که از همه کوچکتر است .

شیر ناراحت شد و گفت : تا من هستم تو (ما و تو) می کنی؟

سپس بر سر گرگ جهید و او را پاره پاره کرد.

روباه این منظره را دید و از این حادثه تجربه آموخت و عبرت گرفت . به طوری که وقتی شیر به روباه گفت اینک تو این شکار ها را تقسیم کن روباه از روی چاره اندیشی و سیاست گفت:

قربان این گاو فربه برای چاشت شما باشد و این بزکوهی برای ظهر و نهار شما باشد و آن خرگوش برای شام و شب شما باشد.

شیر از این پاسخ شادمان شد و گفت:

ای روبه تو عدل افروختی                    این چنین قسمت زکه اموختی

از کجا اموختی این . ای بزرگ                 گفت ای شاه جهان از حال گرگ

سپس همه ان سه شکار را به روباه بخشید و گفت:

روبها! چون جملگی ما را شدی                چونت آزاریم چون تو ما شدی

ما تو را و جمله آشکاران تو را                   پای بر گردون هفتم نه بر آ

چون گرفتی عبرت از گرگ دنی               پس تو روبه نیستی شیر منی

و روباه سپاسگزاری کرد.

استخوان وپشم آن گرگگان عیان                بنگرید و پند گیرید ای مهان

عاقل از سر بنهد این هستی و بار                چون شنید انجام فرعونان و عاد

پس سپاس او را که ما را در جهان                    کرد پیدا از پس پیشینیان

 

+ نوشته شده توسط فرزانگان در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت 16:4 |

غلام همت انم که زیر چرخ کبود             زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

السلام و علیک یا اباالصالح

ما مردم با محبتی هستیم ، مهربان و دوستدار اهل بیت ، همواره سعی داریم در شادی های هم سهیم باشیم و غمخوار گرفتاری های احتمالی ، و زیباتر اینکه وقتی این غم و شادی ها رنگ و نمای مذهبی می گیرد و برخاسته از اعتقادات قلبی ما ، آن وقت ، غم  و شادی ها از جنس دیگری می شود. سرورش ، سروری دیگر و ماتمش غمی سنگین تر . هرچند سالها از آن ماتم ها گذشته باشد یا آنکه سالها از علت بوجود آمدن آن شادی ها سپری شده باشد . این است مرام مردم خوب ایران .

این روزها وقتی ماه شعبان کم کم به نیمه می رسد ، هرکوی و برزنی حال و هوای دیگری به خود میگیرد. آذین بندی ها ، طاق نصرت ها ، پرچمها  و پارچه های رنگارنگ  و ..... گویی همه آماده می شوند . هرکسی سعی دارد  به سهم خود در این جشن ها نقشی داشته باشد . گویا کسی می آید و انتظاری به سر می رسد و غمی را به پایان خواهد رساند.

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم       چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

اما نمیدانم  چرا چند سالی است که این شادی ها آن صفای دل گذشته را ندارد . گویا فراموش کرده ایم میلاد چه دردانه عزیزی را جشن می گیریم. شادی های این میلاد ، شادی های غفلت آفرین نیست. شادی هایمان بوی مسئولیت پذیری ، ارادت ، محبت و آگاهی نمی دهد! آیا نباید تاملی نمود؟ آیا این آهنگ های تند غربی و رفتارها  لبخندی بر لب های آن عزیز چشم انتظار می نشاند؟ یا غمی را بر چهره زیبای او خواهد آورد! ما را چه می شود؟ تاملی باید ، غفلتی بر چشم های ما سایه افکنده است ، بیاد داشته باشیم انتظار خمیر مایه ای برخاسته از شعور و معرفت و آگاهی دارد..

 و اما .....

   آقای ما  

                 چه طولانی شد این عطش

                          چه طاقت فرسا شد این دوری

                                           کی میشود که صدای گامهای آمدنت در گوش هستی طنین بیندازد،

                                                                            در انتظارت هستیم و چقدر چشم انتظاری سخت است

                                                                                                                                                       ما را دریاب

                         

                                مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید

                                      که زانفاس خوشش بوی کسی می آید

                                 از غم و درد مکن ناله و فریاد که دوش

                                              زده ام فالی و فریاد رسی می آید

                                 هیچکس نیست که در کوی تو اش کاری نیست

                                                 هر کسی اینجا بامید هوسی میآید

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط فرزانگان در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 5:29 |

مقدمه:

در روزهای 23 و 24  اکتبر 1989 سمیناری با عنوان ( ایران بعد از آتش بس ) توسط بنیاد علم سیاست در محل این بنیاد در نزدیکی شهر مونیخ تشکیل شد. به نظر می رسد هدف اصلی از تشکیل چنین سمیناری کسب آخرین تحلیل ها و نظرات راجع به ایران پس از آتش بس باشد. در این سمینار علاوه بر اعضاء بنیاد علم سیاست بعضی از مسئولین وزارتخانه های خارجه و اقتصاد آلمان و کارشناسان مربوط به مسایل ایران از کشورهای مختلف حضور داشتند همچنین از طرف جمهوری اسلامی ایران معاون وزیر در امور آموزش و پژوهش و سفیر جمهوری اسلامی در بن . معاون دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی سرکنسول جمهوری اسلامی در مونیخ کارشناس المان در دفتر مطالعات سیاسی در سمینار شرکت کرده بودند .

اقای عباس ملکی معاون دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی در نخستین روز از برگزاری این سمینار سخنرانی کرد.

وی سخنرانی خود را با عنوان (ایران عراق وشورای امنیت: گذشته واینده ) ایراد کرد که در آن به تفصیل پیرامون دلایل شروع جنگ تحمیلی . نحوه برخورد شورای امنیت با مساله جنگ  . علل تطویل جنگ . دلایل رد قطعنامه های شورای امنیت توسط ایران در اوایل جنگ . سیاست های قدرت های بزرگ در تصویب قطعنامه 598 . ابتکار های دبیرکل در مورد اجرای قطعنامه و آینده منطقه بحث شد.

به لحاظ دارا بودن نکات حائز تامل در سخنرانی آقای ملکی و بحث و بررسی انجام شده پیرامون آن . متن کامل این سخنرانی را می خوانیم.

انجمن فرزانگان کویر

ایران ,عراق و شورای  امنیت: گذشته و آینده

در 20 ژوئیه 1987 شورای امنیت سازمان ملل متحد هشتمین قطعنامه خود را در ارتباط با جنگ ایران و عراق تصویب کرد. اهمیت این قطعنامه از آن روست که وحدت نظر پنج عضو دائمی شورای امنیت را به هنگام تصویب به همراه داشته است. این قطعنامه و طرحها و فعالیت های ناشی از آن, راهگشای پایان جنگ هشت ساله شد.جنگی که از لحاظ وسعت جبهه ها و تلفات بزرگترین جنگ بعد از جنگ جهانی دوم بود. حال سئوال این است که چرا در طول هفت سال اول جنگ چنین قطعنامه ای تصویب نشد؟ و چرا اعضای شورا در چنان مقطعی چنین قطعنامه ای را که بظاهر متوازن است , تصویب کردند؟

بنظر من بحث راجع به آینده منطقه و خصوصا دو کشور عراق و ایران , آگاهی یافتن بر علل وانگیزه های شروع جنگ, دلایل ادامه ی آن, نحوه ی برخورد دیگر کشورها و سازمان های بین المللی با جنگ, دلایل تصویب قطعنامه 598 و  ابتکارات دبیر کل ضرورت دارد.

شروع جنگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 22:0 |

بقالی در دکان خود، طوطی زیبا و خوش آوایی داشت و این طوطی از دکان نگهبانی می کرد و با ندا و نوای دل انگیز خود مشتریان را به آن دکان جلب می کرد و بازار بقال را گرم نگاه می داشت.

روزی بقال به خانه رفته بود. اتفاقاً گربه ای در دکان او موشی را دنبال کرد. طوطی هراسان و ترسان شد و برای حفظ خود از گزند گربه به این سو و آن سو می جهید. بال و پرش به شیشه هایی که از پر از روغن بادام بود، خورد و شیشه ها به زمین افتاد و شکست و روغن آنها به زمین ریخت.

بقال وقتی که به دکان آمد و آن منظره را دید از روی خشم طوطی را گرفت و آنقدر بر سر طوطی زد که موی سرش ریخت و کم کم به صورت طاس درآمد.

از آن پس طوطی خاموش شد و بغض گلویش را گرفت و دیگر سخن نگفت.

بقال بسیار حیران و افسرده شد و حتی برای اینکه طوطی سخن بگوید به تهیدستان صدقه می داد.

روزها گذشت و همچنان فضای مغازه پر از اندوه و ماتم بود تا اینکه یک روز مردی که شغل او بافندگی بود و از قضا سرش طاس و کچل بود از آنجا گذر می کرد.

تا چشم طوطی به سر طاس آن مرد افتاد، ناگهان منقار گشود و صدا زد: ای کچل! تو نیز مگر مثل من روغن ریخته ای که صاحبت بر سرت زده و کچل شده ای.

طوطی اندر گفت آمد در زیان               بانگ بر درویش زد که هی، فلان

از چه ای کَل با کلان آمیختی              تو مگر از شیشه روغن ریختی

طوطی چون پرنده ای ناطق است و از عقل و درایت بهره ای ندارد یک چنین قیاس بی اساسی را بر زبان آورد.

کار پاکان را قیاس از خود مگیر             گرچه باشد در نوشتن شیر، شیر

جمله عالم زین سبب گمراه شد            کم کمی ز ابدال حق آگاه شد

تا اینکه می گوید

آن یکی شیر است ا ندر بادیه               و آن یکی شیر است اندر بادیه

آن یکی شیر است که آدم می خورد       و آن یکی شیر است کادم می درد

+ نوشته شده توسط فرزانگان در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 1:0 |

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                                زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

بعضی وقتها، ما آدم های عجیبی می شویم . عجیب و باور نکردنی ، در ذهن و تصورات خود محاسباتی را می کنیم و بر اساس آن فرضیات ، کاخ هایی را می سازیم که همه را شگفت زده می کند. و آنقدر در ترسیم این ذهنیات جلو می رویم که تبدیل به باورها و اعتقاداتی می شود که به هیچ وجه نمی توان به آن ضربه ای زد و در مورد آن پرسشی مطرح نمود. و عجیب تر آنکه در معادلات ذهنی خود جایگاه مردم را پیروی مطلق می دانیم یا به نوعی در این پازل اگر چه به حق مردم در آزادی انتخاب اعتراف داریم اما در این تصورات ، از قبل انتخاب مردم را معین می کنیم یا بهتر بگوئیم اول جواب را تنظیم می کنیم و بعد به سراغ طرح مسئله می رویم تا پاسخ آن باشد ، که ما می خواهیم.

و بدون تردید این نوع نگرش همیشه دردسر ساز خواهد بود و تبعات ناگواری را به دنبال خواهد داشت.

گویند روزی:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 13:9 |

از مجموع کل آرای ۳۹۱۶۵۱۹۱ ماخوذه

۱- اقای دکتر محموداحمدی نژاد                 ۲۴۵۲۷۵۱۶ رای

۲- مهندس میر حسین موسوی                       ۱۳۲۱۶۴۱۱  رای

۳- اقای دکترمحسن رضائی                              ۶۷۸۲۴۰    رای

۴- اقای مهدی کروبی                                    ۳۳۳۶۳۵     رای

به ترتیب حائز اکثریت آرا شدند.که رای باطله نیز ۴۰۹۳۸۹ رای بوده است.

بدین ترتیب دکتر محمود احمدی نژاد با کسب ۶۳/۶۲ درصد آرا به عنوان ریاست جمهور دولت دهم برگزیده شدند.

+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 16:2 |

از مجموع کل آرای  ۳۸۳۳۰۸ اخذ شده در استان سمنان

۱- اقای دکتر محموداحمدی نژاد                 ۲۹۵۱۷۷  رای

۲- مهندس میر حسین موسوی                        ۷۷۷۵۴  رای

۳- اقای دکترمحسن رضائی                              ۴۴۴۰    رای

۴- اقای مهدی کروبی                                    ۲۱۴۷     رای

به ترتیب حائز اکثریت آرا شدند.که تعداد رای باطله نیز ۳۷۹۰ بوده است  که میزان مشارکت مردم استان سمنان در این انتخابات ۵/۸۸ ٪ در صد میباشد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 1:55 |

گلستان شیخ شیراز مصلح الدین سعدی یکی از مفاخر و اثار ادبی – اخلاقی زبان پارسی است .

شهرت آثار سعدی علاوه بر جنبه ادبی آن و سلامت لفظ و بیان مرهون امیختگی آن با تعهد و دینداری است .

از این روست که گلستان همواره در معرض تعلیم و تعلم قرار گرفته است .

شایسته دیدیم تورقی در این کتاب ارزشمند داشته باشیم وضمن تاملی بر حکایات آن گلی از گلستان آن بر چینیم و تقدیم نمائیم . باشد که مورد توجه قرار گیرد .

                                                                        

ملک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزکاران کمال یابد. پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاج ترند که خردمندان به قربت پادشاهان .

پندی اگر بشنوی ای پادشاه       در همه عالم به ازین پند نیست

جز به خردمند مفرما عمل       گرچه عمل کار خردمند نیست

نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است .

حذر کن زانچه دشمن گویدآن کن     که بر زانو زنی دست تغابن

گرت راهی نماید چون تیر     از و برگرد و راه دست چپ گیر

                                                                        

جوهر اگر در خلاب افتد. همچنان نفیس است . وغبار اگر به فلک رسد همان خسیس.

استعداد بی تربیت دریغ است و تربیت نا مستعد ضایع.

خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علوی است ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد با خاک برابرست .

و قیمت شکر نه از نی است که آن خود خاصیت وی است .

چون کنعان را طبیعت بی هنر بود

پیمبر زادگی قدرش نیفزود

هنر بنمای اگر داری نه گوهر

گل از خارست و ابراهیم از آزر

                                                                        

مردکی را چشم درد خاست . پیش بیطار رفت که دوا کن . بیطار از آنچه در چشم چار پای می کند در دیده او کشید و کور شد . حکومت به داور بردند .گفت : برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی .

مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که نا آزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد

 ندهند هوشمند روشن رای          به فرومایه کارهای خطیر

بوریا باف اگر چه بافنده است        نبرندش به کارگاه حریر

                                                                        

+ نوشته شده توسط فرزانگان در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 20:20 |

در پی نوشتار توسعه، چالش ها و چشم اندازها و مطرح نمودن مباحثی در این زمینه و استقبالی که از سوی مخاطبین این وبلاگ صورت گرفت لازم دیدیم در پی نوشت آن به انعکاس نظرات و دیدگاههای متخصصین در این امر بپردازیم، باشد که مورد استفاده علاقمندان شایق به توسعه این دیار قرار گیرد. مشتاقانه پذیرای دیدگاههای شما در این زمینه هستیم

وقتی صحبت از مباحث اقتصادی و تئوری های توسعه می شود نمی توان به راحتی از کنار نام آقای دکتر سبحانی گذشت. اندیشمند و صاحب نظر اقتصادی و قانونگذاری توانا با افتخار دوازده سال نمایندگی مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی. وی در اولین سال مجلس هفتم ریاست یکی از مهمترین کمیسیونهای مجلس (کمیسیون برنامه و بودجه) را بر عهده داشت. در مجلس هفتم برای بدست آوردن ریاست قوه مقننه رقیب آقای حداد عادل بود که آرای نزدیک به یکصد نماینده مجلس را به خود اختصاص داد .تخصص و تعهد و حضور فعال ایشان در مجلس و بیان دیدگاههای کارشناسانه بدون تعصبات سیاسی ایشان را چهره ای محبوب در بین نمایندگان جناحهای مختلف قرار داده بود.

دکتر حسن سبحانی

استاد دانشگاه تهران  

دکترای علوم اقتصادی با گرایش تخصصی توسعه اقتصادی

 از ایشان پرسیدیم:

١- يكي از مباحثي كه بعد از انقلاب در فرهنگ و ادبيات عامه كاربرد زيادي يافته واژه توسعه است . شما چه تعريفي از واژه توسعه داريد و براي رسيدن به يك توسعه پايدار چه مقدمات و ملزوماتي را لازم ميدانيد ؟

٢- اجازه بدهيد وارد مبحث توسعه استان و به خصوص شهرستان دامغان شويم . خوشحال ميشويم نظر شما را راجع به توسعه در اين استان و شهرستان بدانيم .

٣- شما با سابقه ترين نماينده مردم دامغان در مجلس شوراي اسلامي هستيد و با توجه به حضور شما در يكي از كميسيونهاي مهم قوه مقننه چه سياستي را راجع به توسعه اين شهرستان دنبال می کردید ؟

٤- براي رسيدن به اهدافتان  در مسیر توسعه چه تنگناهايي را پيش رو داشته ايد و مهمترين معضل در اين رابطه در دامغان چه بوده است ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:0 |

غلام همت آنم كه زيرچرخ كبود              ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

 دوران دانشجویی هم دورانی بود، درس و بحث واستاد ، طرح پرسش های گوناگون و امتحان ، و اینکه ببینیم هر استاد چه روحیه و روش امتحان و نمره دهی دارد . یادش بخیر!

 سال دوم دانشگاه بود . درس ریاضی و استادی با سابقه طولانی در تدریس ، متین و با صلابت .آن سال مهمان دانشگاه ما بود . اولین بار بود که با او درس می گرفتیم و انصافاً خوب هم درس می داد.

 در جلسه اول، درس را برای ما توضیح داد و در پایان سئوالی را مطرح نمود و گفت بروید و تا هفته آینده پاسخ آن را بیابید . البته به این مطلب هم اشاره کرد که این سوال نمره ای ندارد ولی بدون تردید به فهم درس امروز بسیار کمک خواهد نمود.

 نمی دانم چه اتفاقی افتاد که خیلی جدی نگرفتیم شاید به خاطر اینکه نمره ای نداشت ، به سرعت یک هفته گذشت و جلسه دوم و یاد آوری استاد برای پاسخ سوال و ما دانشجویان با بهانه ای  متفق القول مبنی بر اینکه وقت نکردیم . مسئله مشکلی بود و...... استاد یک هفته دیگر فرصت دهید؛و او با آرامش و صبوری گفت : جلسه بعد منتظر پاسخ شما هستم و به همین بهانه جلسه دوم هم گذشت تا اینکه در جلسه سوم وقتی استاد درخواست مجدد ما را شنید که سئوال سختی بود و زمان بیشتری می طلبد.تبسمی کرد و با کلام نافذ خود گفت :

بچه ها زمان می خواهید که کار و تلاش بیشتری کنید برای حل مسئله ، یا زمان می خواهید که من فراموش کنم که چنین سوالی را مطرح نموده ام؟!

و اما بعد:

به نوعی این حکایت در زمان حال ما هم صادق است . وقتی در مقابل حجم زیاد و عده های بعضی از مسئولین در مقام پرسش و سوال از نحوه اجرایی شدن وعده ها می پردازیم.و طولانی شدن  و نبود آثاری از اجرا آنها !   با این پاسخ مواجه می شویم که درست می شود ! زمان می خواهد ! انشاا... در آینده ای نزدیک .

 گویا انچه که اصلاً اهمیت ندارد زمان است ؛ ناخود آگاه به یاد جمله ی آن استاد می افتم که نکند بعضی از مسئولین ،زمان می خواهند که ما فراموش کنیم چنین وعده هایی از طرف آنان داده شده است .اما یاد گرفته ایم که باید پرسشگر بود پس خواهیم پرسید و در حافظه مان این وعده ها را به خاطر خواهیم سپرد.

             ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم               امید زهر کس که بریدیم ، بریدیم

            دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند             از گوشه بامی که پریدیم ، پریدیم

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 21:0 |
  توسعه ، توسعه پایدار ، توسعه سیاسی و واژه هایی از این قبیل چندین سال است در ادبیات عامه کاربرد زیادی پیدا کرده است . شاید به کرات شنیده باشیم که فلان کشور ، شهر ، کشوریا شهر توسعه یافته و پیشرفته ای است و یا بر عکس از واژه توسعه نیافتگی برای معرفی آن استفاده می شود. هر چند در این گزارش قصد ورود به یک بحث کاملاً تخصصی اقتصادی را نداریم، اما لازم دیدیم  به بررسی هر چند کوتاه در مبحث توسعه با نگاهی به توسعه شهرستان دامغان داشته باشیم.

 توسعه Development در علم اقتصاد ، توسعه را فرآیند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی افراد جامعه و ارتقاء سطح زندگی افراد ( شامل درآمد، مصرف مواد غذایی ، گسترش خدمات بهداشتی ، آموزشی و..) از طریق مناسب رشد اقتصادی و ایجاد شرایطی که موجب رشد عزت نفس افراد شود می دانند.در واقع فرآیندی است که کوششهای مردم و دولت را برای بهبود اوضاع اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی هر منطقه در بر می گیرد. می توان گفت توسعه محصول یک تلاش و کوشش عالمانه دولت و مردم جهت بهتر شدن وضع زندگی بشر در تمام جهات است هر چند الگوهای مختلفی  جهت توسعه کشورها ارائه شده است . اما با این وجود به منظور ترسیم الگوی توسعه در کشور و یا هر منطقه باید به ویژگی های فرهنگی،اجتماعی،و پتانسیل های هر منطقه توجه کرد و یک نسخه را نمی توان برای توسعه همه کشورها یا شهر ها در نظر گرفت. اما در رابطه با توسعه دامغان چه قضاوتی می توان کرد و چه درجه ای از توسعه یافتگی را می توان برای آن در نظر گرفت .

روند توسعه، دامغان را چگونه ارزیابی کنیم؟ به راستی برای وسعه دامغان چه سطح و جایگاهی رارصدکرده ایم و به سمت آن حرکت می کنیم؟برای رسیدن به این مقصود به چه مقدمات و ملزوماتی نیازمندیم؟ برای تسریع در روند توسعه دامغان با چه باید و نباید هایی مواجهه هستیم و آن ها را باید در نظر گرفت؟نخبگان و خواص شهر در این راه چه مسئولیتی را به عهده دارد؟در توسعه دامغان به کدام بخشها توجه و اهمیت بیشتری قائل شد . و مهمتر اینکه نقش مردم در این زمینه به چه میزان است ؟ سعی داریم در این سلسله نوشتار با بیان نقطه نظرات و دیدگاههای مردم و مسئولین به کنکاش در این موضوع بپردازیم. اگر شما هم مایل هستید در این بحث مشارکت داشته باشید . دیدگاهها و نظرات خود را می توانید از طریق وبلاگ انجمن فرزانگان کویر.مطرح نموده تا در شماره آینده به انعکاس آن بپردازیم

+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 20:0 |

  ن و القلم و مایسطرون

 و سپاس آفریدگار هستی  ،که نوروز را نخستین روز آفرینش قرار داد تا بدین سان بهاری دیگر آید و سنت الهی دوباره جاری گردد و بر سبزه و درختان بشارت داد تا از خواب سنگین زمستانی بیدار شوند و روح و شادابی تازه ای به خود گیرند و آواز سر دهند که فرصتی دیگر برای زیستن و باز نگری در چگونه زیستن و تحولی در احوال فرا رسید.

 و نوروز و افسانه های اساطیری اش و زیباتر از هر افسانه  ای واقعیت اینکه می توان دوباره از نو زیست و دوباره فرصت ترسیم آینده را به دست گرفت.

 و نوروزی  دیگر با شادی ها و طراوتش  ،و به یاد داشته باشیم شادی هایش ما را به خواب غفلت نبرد.

 در آستانه این تحول هستی  ضمن تبریک سال نو ،بالندگی و افتخاررا برای شما عزیزان و فرزانه گان این دیار خواستاریم.و امیدواریم در سال جدیدنیز بتوانیم با گامهای استوار در جهت رشد و شکوفایی این دیار  کهن قدم  برداریم.

                                                                  به اميد اينكه همراهمان باشيد

 

کی شعر تر انگیزد ، خاطر که حزین باشد       یک نکته در این معنی  گفتیم و همین باشد

از  لعل   تو  گر   یابم   انگشتری   زنهار           صد ملک    سلیمانم  در  زیر   نگین    باشد

غمناک نباید بود از طعن حسود ای   دل          اید  که  چو  وا  بینی  خیر تو  در این  باشد

هر کو نکند فهمی زین  کلک خیال انگیز       نقشش به حرام از خود صورت گر چنین باشد

جام می وخون دل هر یک به کسی دادند         در دایره    قسمت    اوضاع    چنین   باشد

 د ر کار گلاب و   گل حکم ازلی  این بود          کاین شاهد  بازاری  و آن  پرده  نشین  باشد

 آن نیست که حافظ را رندی شود از خاطر        کاین سابقه  رندی  از   روز  پسین   باشد

+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 21:0 |
  ابا تیمار! اندکی شادی باید

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است . نوروز یک جشن ملی است ، جشن ملی را همه می شناسند که چیست . نوروز هر ساله بر پا می شود و هر ساله از آن سخن می رود . بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید : پس به تکرار نیازی نیست؟چرا، هست.مگر نوروز  را خود مکرر نمی کنید ؟ پس سخن از نوروز را نيز مکرر بشنوید. در علم و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده؛ « عقل » تکرار را نمی پسندد؛اما « احساس» تکرار را دوست دارد ، طبیعت تکرار را دوست دارد ، جامعه به تکرار نیازمند است، طبیعت را از تکرار ساخته اند؛جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان میگیردو نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت ، احساس و جامعه هر سه دست اندرکارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 20:40 |

 همیشه در تمام زمانها ، مردان و زنان فرهیخته ای در جامعه بشری زندگی می کردند که در دوران زندگی خود بسیار گمنام و نا شناخته بوده اند و عامه مردم از درک مقام آنها در غفلت به سر میبردند شاید به جرات بتوان گفت یکی ار وارستگان اخلاق عصر حاضر که در شهرستان دامغان می زیست .و ما آن طور که شایسته است اورا نشناختیم ، میرزا علی اکبر معلم دامغانی بوده است . پیر فرزانه ای که به حقیقت معلم اخلاق و عرفان بود . خیلی درتلاش بودیم تا بتوانیم در این ستون معرفی کامل و جامعی از این شخصیت بزرگوار داشته باشیم که متاسفانه منابع بسیار اندکی در این زمینه وجود داشت که بر محققین و عالمان علم رجال است که بکوشند زوایای مختلف زندگی این عالم را بررسی نموده و حق مطلب را ادا نمایند. آنچه که تقدیم میگردد معرفی مختصر و کوتاه از این مرد وارسته می باشد، امید است بتوانیم در آینده به صورت کاملتر این وظیفه را انجام دهیم .

آنچه که در زير می آید گزيده ای است که با تلاش جناب آقای نورمحمدی در دفتر دوم کتاب ناگفته های عارفان جمع آوری شده است .(www.salehin.com)

+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 20:30 |

یک کشتی در یک سفر دریایی در میان طوفان در دریا شکست و غرق شد و تنها دو نفر توانستند نجات یابند و به جزیره کوچکی شنا کنند . دو نجات یافته نمی دانستند باید چه باید بکنند اما هر دو موافق بودند که چاره ای جز دعا کردن ندارند. بهر حال برای اینکه بفهمند کدام یک از آنها در نزد خداوند محبوب تر است و دعای کدام یک مستجاب می شود تصمیم گرفتند تا آن سرزمین را به دو قسمت تقسیم کنند و هر کدام در یک بخش درست برخلاف یکدیگر ساکن شوند. نخستین چیزی که آنها از خدا خواستند غذا بود ، صبح روز بعد مرد اول میوه ای را که بر روی درخت روئیده بود در آن قسمتی که او اقامت می کرد دید و مرد می توانست آن را بخورد .اما سرزمین مرد دوم لم یزرع بود .هفته بعد مرد اول چون تنها بود تصمیم گرفت از خدا طلب همسر کند .روز بعد کشتی دیگری شکست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یک زن بود که به بخشی که مرد اول در آن قرار داشت شنا کرد. در سمت دیگر مرد دوم هیچ چیز نداشت.به زودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس، و غذای بیشتری نمود .در روز بعد مثل اینکه جادو شده باشد همه چیزهایی که خواسته بود به او داده شد. اگر چه مرد دوم هنوز هیچ نداشت.سرانجام مرد اول از خدا طلب یک کشتی نمود تا او با همسرش آن جزیره را ترک کنند . صبح روز بعد یک کشتی که در سمت او در کنار جزیره لنگر انداخته بود او را یافت . مرد با همسرش سوار بر کشتی شدند و تصمیم گرفت مرد دوم را در جزیره ترک کنداو فکر کرد که مرد دیگر شایسته دریافت نعمت های الهی نیست . هیچکدام از درخواست های او از جانب پروردگار پاسخ داده نشده  بود.هنگامی که کشتی آماده ترک جزیره بود، مرد اول صدای غرش واری از آسمان شنید .چرا همراه خود را در جزیره ترک می کنی؟مرد اول پاسخ داد: نعمت هایی که موجود است حاصل دعای من است. دعا های او مستجاب نشده است و سزاوار هیچ کدام نیست.آن صدا مرد را سرزنش کرد : تو اشتباه می کنی. او تنها کسی بود که من دعای او را مستجاب کردم وگرنه تو هیچکدام از نعمت های مرا دریافت نمی کردی،مرد پرسید: به من بگو که او چه دعا کرد که من باید بدهکارش باشم؟پاسخ آمد او دعا می کرد دعاهای تو مستجاب شود.

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

ترک کام خود گرفتم تا بر آید کام دوست

+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 20:10 |

رئيس اداره كار و امور اجتماعي شهرستان دامغان در جلسه كارگروه اشتغال و سرمايه گذاري اين شهرستان گفت : بر اساس آمار مركز آمار ايران نرخ بيكاري در دامغان براساس فصول مختلف 9/5 تا 12/5 درصد است . قابل ذکر است ، تعداد بیکاران این شهرستان 3831 نفر اعلام شده است .

 اولين واحد صنعتي توليد شيشه دو جداره و درب و پنجره upvcبا اشتغالزايي ٢٧ نفر به طور مستقيم در دامغان كار خود را آغاز كرد .

عليرضا حكيمي ، مبتكر جوان دامغاني موفق شد با استفاده از سلول مولد الكتريسيته ، جيوه اي در مقياس آزمايشگاهي انرژي الكتريكي توليد كند .

 در مراسمي با حضور استاندار سمنان، معاون امور عمراني استاندار سمنان و مقامات كشوري، پارك جنگلي گرمسار به عنوان پرفسور پرویز كردواني ، چهره ماندگار جغرافیا نامگذاري شد.

 قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري كشور در سفر به دامغان با تبديل نمايندگي ميراث فرهنگي دامغان به اداره و ايجاد موزه ي باستان شناسي تا چهار ماه پس از تحويل كاروانسراي عباسي از نيروي انتظامي در اين شهرستان موافقت كرد .

با مسئولین در سالی که گذشت:

فرماندار دامغان در مراسم آغاز طرح هجرت در شهرستان دامغان گفت: تا سه سال آینده چه من باشم و چه من نباشم هیچ فرد بیکاری در دامغان نخواهد ماند.

دکتر سبحانی نماینده سابق دامغان از پذیرش ریاست دیوان محاسبات کشور سرباز زد.

کاشیان رئیس میراث فرهنگی استان با انتقاد از یکی از نشریان استانی گفت : آثار تاریخی دامغان تنها شامل 21 در صد آثار تاریخی استان نه 67 درصد!

نماینده دامغان: بیکاری دامغان دو برابر سایر شهر هاست.

ملک محمدی پیش بینی کرد ظرف دو سال آینده علاوه بر مهار بیکاری ، میزان بیکاری را نیز کاهش دهیم.

ایشان همچنین از بیکاری بعنوان معضل اصلی منطقه یادکرد و گفت :به دلیل آنکه قصد مهار بیکاری را داشتیم در صدد ایجاد منطقه ویژه اقتصادی در دامغان هستیم .

 

                           در نظر بازی ما بیخبران حیرانند

                                       من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

                            عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

                                   عشق داند که در این دایره سرگردانند

                             وصف رخساره خورشید زخفاش مپرس

                                  که در این آینه صاحب نظران حیرانند

                               گر شوند آگه از اندیشه ما مغچگان

                               بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند

                               لاف عشق و گله از یار زهی لاف خلاف

                                           عشقبازان چنین مستحق هجرانند

                                جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست

                                      ماه و خورشید همین آینه میگردانند

                                 مگرم شیوه چشم تو بیاموزد کار

                            ورنه مستوری و هستی همه کس نتوانند

                                 زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک

                                      دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

                                                  حافظ

 

+ نوشته شده توسط فرزانگان در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 20:0 |

سال نو مبارک

بالندگی و افتخار را برای شما فرزانگان این دیار آرزومندیم

 

+ نوشته شده توسط فرزانگان در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 19:21 |

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود            زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

شاید در تمام دنیا خیلی از مردم دوست داشته باشند ساکن شهری باشند که از قدمت تاریخی بالایی برخوردار باشد . شاید خیلی از مردم دوست دارند در شهری زندگی کنند که قدیمی ترین آثار باستانی و تمدنی را در خود جای داده است که شگفتی  هر بیننده ای را بر می انگیزد ، شاید خیلی از مردم دوست داشته باشند در شهری زندگی کنند که به خاطر موقعیت جغرافیایی آن ، دارای تنوع اقلیمی و در مسیر راههای ارتباطی مهم باشد.

 مردم ساکن چنین شهر هایی حتماً به خود خیلی می بالند . چون تمام مسئولین و مردمش آثار باستانی شهرشان را چون نگین انگشتری حفظ می کنند و معماری و شهر سازی  شهرشان را طوری طراحی مینمایند که این آثار همواره مرکز ثقل توسعه شهرشان باشد.

 مردم ساکن چنین شهرهایی خیلی به خود می بالند چون به خاطر حفظ اشیاء قدیمی کشف شده در شهرشان موزه هایی زیبا و تحسین برانگیزی دارند و به خاطر نمایش این قدمت و عظمت تمدنی همواره و میزبان صدها توریست داخلی و خارجی هستند و بدین واسطه دارای هتل ها و مهمانپذیر های آبرومندند.

 در این نوع شهرها توسعه در خدمت آثار باستانی است ، نه آثار باستانی فدای توسعه و جاده کشی و احداث خط راه آهن .

 اما من هم خواستم به شهر خود ببالم ، به خاطر قدمت چندین هزار ساله اش ، به خاطر آثار باستانی قدیمی  و منحصر به فرد آن.

من هم خواستم به شهر خود ببالم به خاطر تاریخانه و تپه حصار و شهرت هکاتوم پولیس اش...

اما وقتی به این همه توانمندی های بالقوه می نگرم نمی دانم چرا شرمسارشهرم می شوم که آثاری با این ویژگی ها ، در مهجوری و بی مهری به سر می برد . تپه حصارش فدای توسعه راه آهن می شود . تاریخانه اش در حسرت تامین بودجه .

شرمسار شهرم می شوم که موزه واژه ای غریبه اما شعاری تکراری ، معماری و شهر سازی اش کلافی سردرگم و بی روح و بدتر از آن شرمسار مهمانانی هستم که در مسیر زیارت بارگاه امام هشتم میزبانشان می شویم و هیچ جایگاه در خور شان آنها برای سکونت نمی بینیم.

به راستی وقتی این سرمایه های عظیم مادی و معنوی را داریم و این همه اشتیاق برای دیدن اماکن تاریخی و طبیعی در مردم کشورمان و جهان وجود دارد و آن وقت این همه مهجوری و نامهربانی ، نباید از مسئولین به خاطر این همه سستی و کاهلی و عدم توجه انتقاد کرد ؟

 باور کنیم میراث کهن شهرمان را ، که میتواند موجب رشد اقتصادی دیارمان گردد.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                  آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود               طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

بیدلی در همه احوال خدا با او بود                      او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

التماس دعا

+ نوشته شده توسط فرزانگان در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت 14:2 |

 آنچه که از اخبار و گزارشهای اخیر مسئولین استنباط می شود . استان سمنان در تدارک میزبانی  دور دوم سفر ریاست جمهور و هیئت دولت می باشد . بدون تردید دومین حضور مدیران عالی رتبه نظام در استان فرصت مناسبی است در جهت تسریع در حل و فصل بسیاری از معضلات و مشکلات ی که استان گریبانگیر آن می باشد و این در حالی است که از اولین دور سفر ریاست جمهوری به استان بیش از 20 ماه می گذرد و تجربیات و مصوبات این سفر در پیش روی ما قرار دارد که بررسی دقیق و تجزیه و تحلیل آن می تواند راه گشا مصوبات سفر در دور دوم باشد. فرصتی مغتنم در تدوین راهکارهای مناسب جهت سرعت بخشیدن به توسعه استان و ترسیم چشم اندازی درخشان برای آینده.

 لمس مشکلات مردم از نزدیک و حضور شخص ریاست جمهور و ارکان تصمیم گیری، سرعت تصمیم گیری را افزایش می دهد و اینها همه در صورتی تاثیر گذار خواهد بود که گلوگاه ها و چالش های موجود کاملاً بدور از حب و بغض ها و تعصبات خشک قومی، منطقه ای مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته و راه حل های برون رفت از آن تدوین شده باشد که در غیر این صورت ، مصوبات پشتوانه اجرایی نداشته و بجز اتلاف منابع مالی ارمغان دیگری به دنبال نخواهد داشت.

از سوی دیگر نقد و بررسی مصوبات دور اول سفر و نگاهی به پیشرفت و یا عدم تحقق بعضی از آنها ، کمک شایانی در تدوین مصوبات جدید خواهد داشت .

با بررسی دیدگاههای مردم با نکته نظراتی مواجهه می شویم که بیان آنها خارج از لطف نیست .

- مشهود نبودن پیشرفت بعضی از پروژها و بلاتکلیفی اجرا یا عدم اجرای آنان توسط مسئولین و دستگاههای اجرایی

- عدم تناسب پیشرفت پروژه ها در هر یک از شهرستانها

- عدم اطلاع رسانی کامل مصوبات سفر اول و عدم ارائه گزارش دقیق به مردم در مورد هر یک از پروژه ها ( ویژگی ها ، تاثیر گذاری آنها و زمان شروع و اتمام پروژه ها)

از سویی مسئولین استان همواره اعلام داشته اند که میزان پیشرفت طرح های سفر اول بالغ بر 70% به صورت میانگین بوده است !!! اما سوال این است که این میانگین گیری بر چه اساسی صورت گرفته است ؟ پروژه هایی که پیشرفت بالایی  اشته اند به چه علت بوده و چقدر مهم بوده اند و عدم پیشرفت بعضی از پروژه ها برای چیست؟ و چه جایگاه و اهمیتی داشته اند؟

بیان این موارد علت تاخیر ها را مشخص خواهد نمود و دستگاههای اجرایی موفق  و یا نا موفق را تفکیک می نماید.

چرا بعضی از پروژه های مرکز استان نسبت به همان پروژه در شهر های استان از پیشرفت بیشتری برخوردار است؟ مانند استادیوم های ورزشی

چرا بعضی از مصوبات مهم اجرایی نشده اند؟  بحث احداث فاضلاب دامغان و یا احداث یک واحد صنعتی بزرگ در هر شهرستان با مشارکت دولت.

 در هر صورت با تشکر از همه مسئولین که تلاشی در جهت پیشرفت استان دارند باید یادآوری نمود بعضی فرصت ها بسان حرکت ابر میگذرد و بسادگی نباید آنها را از دست داد.

+ نوشته شده توسط فرزانگان در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 14:0 |

سرزمین ایران نه تنها در پهنه ی زمان شاهد رخدادهای دیرین و گوناگون بوده بلکه از نظر زمانی نیز افق های دوردستی را در محدوده خود جای داده است به گونه ای که گستردگی ابعاد زمان و مکان، تجارت و مسائل بسیاری را برای پژوهندگان پیشینه ی تاریخی و جغرافیایی این سرزمین باقی گذاشته است.

یکی از پر اهمیت ترین مناطق کویری ایران که شاید زمانی از سرسبزترین نقاط این سرزمین به شمار می آمد و در سالهای بعد در زیر خورشید تابان، بر روی شن های تفته، از کرات تا به کران حاله ای از غبار فراموشی فرو رفته دامغان است.

در روزگار گذشته دامغان یکی از شهرهای ایالت قومس بوده و مرکز این ایالت نیز محسوب می شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 13:6 |

ابایزید ... به حج می رفت. و او را عادت بود که در هر شهری که درآمدی، اول زیارت مشایخ کردی آنگاه کار دیگر.

سید، به بصره به خدمت درویشی رفت. درویش گفت:

یا ابایزید، کجا می روی؟

گفت: به مکه به زیارت خانه ی خدا

گفت: با تو زادراه، چیست؟

گفت: دویست درهم.

گفت: برخیز، هفت بار، گرد من طواف کن و آن سیم را به من بده.

[بایزید] برجست و سیم بگشاد از میان، بوسه داد، و پیش او نهاد.

[درویش] گفت:

آن خانه ی خداست، و این دل من [هم] خانه ی خدا! اما بدان خدایی که خداوند آن خانه است، و خداوند این، که تا آن خانه را بنا کرده اند، در آن خانه در نیامده است و از آن روز که این خانه را بنا کرده، از این خانه خالی نشده است

+ نوشته شده توسط فرزانگان در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 13:5 |

ن و القلم و مایسطرون

در آستانه آغاز دهه دوم فعاليت انجمن فرزانگان كوير بار ديگر توفيق نصيبمان گرديد تا نسخه ديگري  از نشريه فرزانگان را به رشته تحرير درآوريم . ده سال فعاليت و تلاش در عرصه هاي  فرهنگي و اجتماعي جامعه با فراز و نشيب هاي فراوان ، ولي هربار مصمم تر از گذشته به پيمودن راهي که انتخاب كرده ايم .

فعاليت در عرصه هاي فرهنگي همواره ظرافت ها ، هوشمندي و حوصله خاصي را مي طلبد . هميشه اين دغدغه را داشته ایم كه جامعه به آفت بي تفاوتي و بي انگيزگي مردم نسبت به اتفاقات داشته ایم و جريان ها مبتلا شود . خصوصا خواص را كه بدون ترديد حاصل آن عوام زدگي و جهل و گمراهي  در جامعه خواهد بود .

همان نداي آزاد انديشي و مسئوليت پذيري كه بنيان گذار انقلاب اسلامي ما در عصر حاضر جامعه را به آن فرا خواند و نشان داد يك امت هوشيار و آگاه چگونه ميتواند منشأ تحولات عظيم باشد .

اميدواريم در آغاز دهه دوم فعاليت انجمن بتوانيم با استعانت از خداوند متعال حضوري عالمانه و مؤثر داشته باشيم و دانش و خردورزي را همواره سرلوحه ي فعاليت خود قرار دهيم .

به اميد اينكه همراهمان باشيد

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم

ولي دل به پائيز نسپرده ايم

چو گلدان خالي لب پنجره      

پر از خاطرات ترك خورده ايم             

                                 اگر داغ دل بود ، ما ديده ايم 

                                 اگر خون دل بود ، ما خورده ايم   

                                 اگر دل دليل است ،آورده ايم

                                 اگر داغ شرط است ، ما برده ايم

                                                                         اگر دشنه ي دشمنان گردنيم  

                                                                         اگر خنجر دوستان گرده ايم

                                                                         گواهي بخواهيد ، اينك گواه

                                                                        همين زخم هايي كه نشمرده ايم

                                                                        دلي سربلند و سري سر بر زير

                                                                         از اين دست عمري به سر برده ایم

                                                                            قيصر امين پور”

+ نوشته شده توسط فرزانگان در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 12:51 |

غلام همت آنم كه زيرچرخ كبود             ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

حكايت ما و اين ستون ,“حكايت “ نقد و گفت و شنود است . وقتي نظاره گر پيرامون خود ميشويم و تأملي بر هنجارها و ناهنجارهاي جامعه مي نماييم ، خلأ نقدهاي منصفانه را هميشه احساس ميكنيم و بي تفاوتي نسبت به اتفاقات جامعه روحمان را خسته ميكند .

بايد دقيق شد ، بايد گفت ، بايد نوشت و از نقد كردن نهراسيد و از نقد شدن دلخور نشد . بايد ياد بگيريم خوب گفتن را و تمرين كنيم خوب شنيدن را و ياد بگيريم شجاعت پرسيدن را و صداقت در پاسخ دادن .

ميگويند روزي :

در كنگره ي حزب كمونيست شوروي سابق ، هنگاميكه خروشچف رهبر شوروي به تقبيح خيانت هاي استالين مي پرداخت و همگان را شگفت زده ميكرد .

هنگام سخنراني اش يك نفر از ميان جمعيت فرياد برآورد : رفيق خروشچف، وقتي بيگناهان قتل عام ميشدند شما كجا بوديد ؟

خروشچف گفت : هركس اين را گفت از جا برخيزد . هيچ كس از جايش تكان نخورد ! خروشچف ادامه داد : خودتان به سئوالتان پاسخ داديد . در آن زمان من هم جايي بودم كه الان شما هستيد .

             شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين حائل            كجا دانند حال ما سبك باران ساحل ها

و اما بعد ...

در خبرها داشتيم در نشست خبري فرماندار دامغان با خبرنگاران ، ايشان به تشريح طرح هاي پيشنهادي براي سفر دوم هيئت دولت پرداختند از جمله پیشنهاد احداث واحد تصفيه خانه آب دامغان !!!

اما آنچه كه در خاطر ما نقش بسته بود در سفر چند ماه قبل پرويز فتاح ، وزير نيرو به دامغان ، آقاي وزير به اصرار يكي از مسئولان شهرستان ، كلنگ احداث اين طرح را به زمين زده  بودند و آن مسئول محترم نیز كلي در گزارشات خود به مردم با افتخار آن را عنوان مي نمودند !!!

يعني طرحي كلنگ خورد كه نه مصوبه داشته ، نه بودجه و اعتبار؟!

ما چو واقف گشته ايم از چون وچند                         قفل بر لب هاي ما بنهاده اند

  تا نگردد راز هاي غيب ، فاش                            تا نگردد منهدم نظم معاش

التماس دعا

+ نوشته شده توسط فرزانگان در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 12:27 |

  حضور مديران عالي رتبه نظام در هر منطقه و لمس از نزديك مشكلات مردم بدون ترديد نقش مهمي در تدوين راهكارهاي مناسب در برون رفت از محروميت ها و برقراري عدالت در جامعه خواهد داشت .

يكي از رويكردهاي متفاومت عملكردي دولت نهم نسبت به دولتهاي قبلي سفرهاي دوره اي هيئت دولت به استانهاي كشور و بررسي پتانسيل ها و  قابليتهاي هر استان و ارائه راهكارها و مصوبه هايي جهت شكوفايي هر چه بيشتر استانها بوده است و در واقع براي هر استان در همان استان تصميم گيري شود .

در پي اين سياست دولت نهم در خرداد ماه سال ٨٦ استان سمنان ميزبان رئيس جمهور و هيئت دولت بوده است كه در جلسه هيئت دولت در مركز استان مصوبات سفر تدوين و تصويب گرديد و بيش از ٥٠ مورد آن مربوط به شهرستان دامغان ميباشد

اكنون كه در آستانه دور دوم سفرهاي استاني هستيم لازم ديديم نگاهي گذرا به بعضي از اين مصوبات داشته باشيم .

تاريخ سفر : 22 و 23 خرداد ماه سال ٨٦

استاندار وقت : حميد حاجي عبدالوهاب

فرماندار وقت : سيد عباس دانايي

نماينده وقت مردم دامغان در مجلس شوراي اسلامي : دكتر حسن سبحاني

نكات قابل توجه سفر:

■ دو مصوبه اجراي فاضلاب شهر دامغان و برخورداري شهرستان دامغان از معافيت ١٠ ساله مالياتي  توسط دكتر حسن سبحاني به هيئت دولت پيشنهاد گرديد و به تصويب رسيد .

■ بعضي از مصوبات استان قابل استفاده براي هر يك از شهرستانهاي استان ميباشد ، مثلا مصوبه انجام مطالعات احداث يك واحد پالايشگاهي و يك واحد پتروشيمي در استان در صورت درخواست سرمايه گذار بخش غير دولتي كه هر يك از شهرستانهاي استان كه بتواند اين مهم را فراهم نمايد ميتواند صاحب اين طرح صنعتي باشد كه دكتر سبحاني  نماينده وقت مردم دامغان در مجلس شوراي اسلامي با تلاش انجام داده و دعوت از بخش خصوصي توانسته بودند مجوز يك واحد پتروشيمي را در دامغان بگيرند .

گفتني است ، اين طرح تا مرحله ي مكان يابي و گرفتن زمين پيش رفته بود كه متأسفانه اكنون متوقف شده است .

 

نگاهی به پیشرفت  طرح ها از نگاه مسئولین:

فرماندار دامغان درخصوص طرحهاي مصوب سفر اول هيئت دولت به شهرستان دامغان اظهار داشت : سفر هيئت دولت به شهرستان دامغان ٤٦ مصوبه متشكل از 61  طرح داشته است  كه از اين تعداد تا كنون شش طرح صددرصد به بهره برداري و شش طرح  مطالعاتي نيز به پايان رسيده است .

محمدرضا البرزي افزود : از ٤٩ طرح باقيمانده ٣٩ طرح هم اكنون در حال اجراست ، هشت طرح در مصوبات سفر براي سال آينده پيش بيني شده است و از دو طرح باقيمانده ،  احداث سالن تشريح پزشكي قانوني در دهه فجر كلنگ زده ميشود و طرح جذب سرمايه گذار با مشاركت 40 درصدي دولت به دليل نبودن سرمايه گذار هنوز اجرايي نشده است .

نماينده مردم دامغان در مجلس شوراي اسلامي نيز در اين خصوص معتقد است : عامل اصلي چشمگير نبودن تحقق طرحهاي سفر هيئت دولت به دامغان قصور و كوتاهي مجريان اين مصوبات است.

حجت الاسلام حسن ملك محمدي مي افزايد : بعضي از طرحهاي مصوب مناسب با شأن سفر به نظر نمي رسد .

وي با اشاره به نزديك بودن دور دوم سفر رئيس جمهور به استان سمنان ، اظهار اميدواري كرد : در دور دوم ارائه طرحهاي جديد متممي باشد بر طرحهاي گذشته سفر هيئت دولت به اين شهرستان .

رئيس شوراي اسلامي شهر دامغان نيز در خصوص طرحهاي مصوب هيئت دولت گفت : تنها ٣٩ طرح از ٥٥ طرح سفر هيئت دولت اختصاصي شهرستان و بقيه بصورت مشاعي با ديگر شهرستانهاي استان مشترك بوده است .

رضا زارع زاده  تصريح كرد : به دليل پيگير و حتي آگاه نبودن بعضي از مسئولان دستگاههاي اجرايي شهرستان از طرح هاي مصوب، برخي از طرحهاي مشاعي تا كنون تحقق نيافته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزانگان در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 12:23 |